الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

30

شرح كفاية الأصول

مقدّمه است كه براى اثبات حجيّت آن ، بايد هريك از مقدّمات مهيّا باشد . مقدّمات ظنّ انسدادى عبارتند از : الف - علم اجمالى به وجود احكام . ب - انسداد باب علم و علمى . ج - عدم اهمال نسبت به احكام . د - عدم امكان احتياط در تمام موارد ، به خاطر عسر و حرج و اختلال نظام . ه - قابل عمل نبودن وهم و شكّ ، به خاطر قبح ترجيح مرجوح بر راجح . نتيجه اين پنج مقدّمه اين است كه مكلّف بايد به مطلق ظنّ ( ظنّ انسدادى ) عمل كند و چنين ظنّى براى او حجّت است . پس آنچه كه در اينجا مورد نظر مىباشد ، عمل است نه استنباط احكام . البته اين نكته بايد معلوم باشد كه در حجيّت ظنّ مذكور دو مسلك وجود دارد : مسلك اوّل - حجيّت از باب « كشف » مطابق اين مسلك ، از اين مقدّمات كشف مىشود كه شارع ، ظنّ انسدادى را حجّت و طريقى به سوى واقع قرار داده است . طبق اين نظر ، چون بحث از كشف ( كشف واقع ) است ، بر تعريف مشهور اشكالى وارد نمىشود . مسلك دوم - حجيّت از باب « حكومت » مطابق اين مسلك ، عقل ( با مقدّمات پنج‌گانه ) حكم مىكند كه عمل به ظنّ ، صحيح است . در اينجا بحث از واقع و استنباط و طريقيّت به سوى واقع نيست ، بلكه وقتى راهى به سوى واقع ، وجود نداشته باشد ، عقل حكم مىكند كه عمل به ظنّ جايز است و عقاب هم ندارد ( اين حكم عقلى ، طريق عملى است نه علمى ) . تعريف مشهور ، مطابق اين مسلك ( يعنى مسلك حكومت در ظنّ انسدادى ) دچار اشكال مىشود ، زيرا در اين حالت بحث از واقع و استنباط حكم واقعى مطرح نيست ، بلكه فقط يك دستور العمل از ناحيه عقل است براى كسى كه دسترسى به واقع ندارد ، درحالىكه تعريف مشهور به استنباط ، ناظر است .